این مقاله، رابطه تورم و تغییرپذیری قیمتهای نسبی را بهعنوان یکی از مهمترین هزینههای اساسی تورم طی سالهای ۱۳۸۳ تا ۱۴۰۱ در اقتصاد ایران بررسی میکند که با تحریمهای مختلف بینالمللی و تورمهای متفاوت مواجه بوده است. بر اساس ماهیت تحریمها، چهار رژیم تورمی شامل: تورم معتدل (تحریمهای سیاسی)، تورم بالا و ناپایدار (تحریم اقتصادی)، تورم ملایم و باثبات (دوره برجام) و تورم بسیار بالا و بیثبات (فشار حداکثری) مشخص شد. تأثیر تورم و مؤلفههای آن بر تغییرپذیری قیمتها که در پنج مدل رگرسیونی معرفی و با روش حداقل مربعات معمولی در کل دوره و زیردورهها تخمین زده شد، نشان میدهد که تورم در ایران، بهویژه در سطوح بالا، خنثی نبوده و سطح تورم، نوسانات آن و تورمهای انتظاری و غیرمنتظره مهمترین متغیرهای تعیینکننده تغییرپذیری قیمتهای نسبی هستند. زمانی که اقتصاد ثبات و تورم ملایم و معتدل داشته، اثر این متغیرها بر تغییرپذیری قیمتهای نسبی بسیار ضعیف است. اما، زمانی که اقتصاد بیثبات و تورمهای بالایی تجربه کرده، اثر آنها بر تغییرپذیری قیمتهای نسبی افزایش یافته است. تفاوت معنادار نتایج در کل دوره و زیردورهها وجود شکست ساختاری در اقتصاد ایران را تأیید میکند و نشان میدهد که تبیین تغییرپذیری قیمتهای نسبی با رویکردهای نظری «هزینه منو» و «استخراج سیگنال»، که به ترتیب تورم انتظاری و تورم غیرمنتظره در آنها نقش دارند، فقط در دورههای تورم بالا امکانپذیر است.